قهرمان ميرزا عين السلطنه

446

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىرفت . تمام راه را شن ريخته و محكم كرده‌اند . خيلىخيلى خوب راهى شده است . بر خلاف سابق كه آنقدر گل در اين راه بود كه عبور ممكن نمىشد . دسته‌دسته الاغ‌دار شن براى جاده مىآورد . از پل منظريه گذشتيم . رودخانه آب زياد داشت . پل را تازه ساخته‌اند . اعليحضرت دو مرتبه ساختند خراب شد . اين دفعهء سوم است . اين مرتبه را انگليسيها مىسازند و يقينا مستحكم خواهد بود . دو تير جهت مرغابى انداختم نخورد . يك ساعت به ظهر مانده كنار يك قهوه‌خانهء كثيف ناهار افتاديم . باد به شدت مىآمد . پنج دقيقه از ظهر گذشته راه افتاديم . شوق عتبه‌بوسى حضرت معصومه عليها السلام به سرعت ما را مىآورد . قنبر على خان را صبح زود فرستاده بودم و كاغذى جهت عباس ميرزا نايب الاياله حاكم قم نوشتم كه عمارت دولتى جنب حرم را اجازه بدهد بنشينيم . بارى راه باز سمت جنوب و جنوب غربى بود . سه ساعت به غروب مانده به شهر قم وارد شديم . آقا سيد على قارى سر مقبرهء مرحوم احترام الدوله همشيرهء بطنى حضرت و الا در مدرسهء دار الشفا رسيد . به اتفاق منزل آمديم . بعد از تغيير لباس و گرفتن وضو به روضهء مطهره حضرت معصومه عليها السلام رفتيم . زيارت كاملى كرده سلامت وجود مبارك پادشاه اسلام روحنا فداه و حضرت مستطاب و الا و نواب عليه و ساير دوستان و قوم و خويشان را از آن حضرت درخواست كردم . انشاء الله تعالى قبول مقبول است . هواى قم مثل بهار است . صحرا سبز بود مثل زمستان نمىماند . رودخانهء قم آب زيادى داشت . شب با دو لحاف مىشود خوابيد . عباس ميرزا احوال‌پرسى فرستاده بود . شب هم زيارت رفته بعد از نماز و زيارت سر مقبرهء مرحوم مغفور جنت‌مكان محمد شاه طاب‌ثراه رفتم . در اين بقعه شاه مرحوم ، مادر شاه مرحوم ، مرحومه احترام الدوله بنت شاه مغفور ، مرحومه بگم خانم همشيرهء شاه مرحوم ، مرحومه طوبى خانم همشيره ايضا مادر فخر الملك است ، مرحومه خانم بالا دختر مرحومه احترام الدوله مدفونند . والدهء اعليحضرت هم جنب بقعهء شاه مرحوم بقعهء عليحده دارد . بعد مراجعت به منزل شد . اين عمارت از جانب خاقان مغفور وقف شده است . تا شش ماه اولاد خاقان مغفور مىتوانند بدون اجاره توقف كنند ، بعد از شش ماه بايد اجاره بدهند . اعلان شورش در قم دوشنبه 24 - صبح دو عريضه جهت طهران نوشتم . فردا پست مىرود . تلگرافى هم ديروز زدم . عباس ميرزا ديدن آمد . در قم هم اعلان شورش را كرده بودند و همان روز دوشنبه قرار شورش را گذاشته بودند . ليكن عباس ميرزا علماء را ديده و آن تلگراف و اعلانها رسيده بود ، كار به شورش نرسيده بود . اما مردمان بدى دارد . هيچ وقت اتفاق ندارند . گمان من اين بود كه طهران بد مردمى دارد ، حال معلوم شد كه نفاق قميها زيادتر است . در تمام مقبره‌ها قليان صرف مىشود . واضح و آشكار طلاب و سادات قليان مىكشند . علما در اندرونها مىكشند . در قهوه‌خانه‌ها و حمامها هم مىكشند . طهران ممكن نبود در بازار و كوچه سيگار يا قليان كشيد . هيچ كشيدن